آغاز راه
امروز ٢٤ مرداد سال ٩٢ ... نفس مامان ١٩ هفتست که دارم وجود قشنگتو تو دلم حس میکنم ... این روزا فقط از خدا سلامتیتو میخوام و بی صبرانه منتظرم تا در آغوش بگیرمت ... میدونم تولد تو تولد دوباره منه ... روزی که فهمیدم باردارم باورم نمیشد . باورم نمیشد مادر شدم با اینکه تو ناخواسته نیومدی از چند ماه قبل داشتم برنامه های قبل از بارداریو انجام میدادم... اما فکرشم نمیکردم خدا انقد دوستم داشته باشه و بدون اینکه سختی بکشم تورو به من هدیه کنه ... ای کاش لیاقتتو داشته باشم قشنگم... آخه میدونی مامان جون مامان آرزو ده سال بچه نداشته یعنی من بعد از ده سال به دنیا اومدم همه میگفتن شاید آرزو هم مثل مامانش باشه... خدارو شاکرم که این طور نشد... تو یه نعمت بزرگی برای من ... الهی که انتظار همه اونایی که منتظر مادر شدن هستن زودتر به سر برسه... آمین
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


آغاز راه
